ورد زبونThe Archive بازگشت به دروازه
آن‌سوی مه · نگهبانِ آرشیوِ داستان‌ها

زبون‌بازThe Keeper of Stories

رسیدی. آن جرقه‌ای که ربات کفِ دستت گذاشت، درست تا همین‌جا آوردت — کارش همین بود. بیا جلوتر، رفیق؛ دکمهٔ پایین را بزن تا برایت حرف بزنم. عجله نکن — من هزار سال صبر کرده‌ام.

از این‌جا یک دنیا انتخاب کن

آرشیوِ داستان‌ها

این‌جا فیلم و سریال و مانگا فقط فایل نیستند، رفیق. هرکدام یک داستان است؛ داستانی که آخرش زبان مالِ خودت می‌شود.